
حس میکنم دیگه دوسم نداری، حس میکنم زیادیِ وجودم
چرا به این زودی ازم بریدی، من که گل سر سبد تو بودم؟
حس میکنم تو این روزا نمیخوای، یه لحظه هم حتی منو ببینی
کاش میدونستم عشق دیروز من ، فردا که شد تو با کی همنشینی
دوسَم نداری می دونم دوسَم نداری،اما تو چشمات میخونم که بی قراری
خدا کنه که بر گردی تو پیشم، بدون تو من دیوونه میشم
دوست ندارم حضور من کنارت، باعث دلخستگیِ تو باشه
شاید سفررفتن من یه فصلِ تازه ای از زندگیِ تو باشه
حس میکنم باید از اینجا برم، جایی که هیشکی راهشو بلد نیـــست
باید برم که قدرمو بدونی یه مدتی تنها بمونی بد نیـــست
+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در سه شنبه سی ام مرداد 1386 و ساعت
11:40 قبل از ظهر |

