تبليغاتX
ღஜ تنها ღ باران ღ تنها ஜღ

گر چه تنهايم ولي با خيالت عالمي دارم نازگل جان

اي كاش بياموزيم : وقتي كسي ما را آزار مي دهد ، آنرا روي شنهاي صحرا بنويسيم تا بادهاي بخشش ، آنرا پاك كند ولي وقتي كسي محبتي در حق ما ميكند بايد آن را روي سنگ حك كنيم تا هيچ بادي نتواند آن را از يادها ببرد

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در پنجشنبه سی ام فروردین 1386 و ساعت 9:53 بعد از ظهر |

ای کسانی که مرا در تابوت میخوابانید

مرا در تابوت سیاه بخوابانید

تا همه بدانند هر چه سیاهی بود من کشیدم

ودستانم را بیرون از تابوت بگذارید

تا همه بدانند هیچ چیز از این دنیا نبرده ام

وچشمانم را باز بگذارید

تا همه بدانند چشم انتظار از این دنیا رفته ام

 دوستت دارمتو

به خاطر شخصیتی که

نه بخاطر شخصیت هنگام با تو بودن پیدا کردم

توی قلبت جایی واسم نیست نمی گم کسی رو داری
اما دیگه باورم شد که می خوای تنهام بذاری
دیگه دستاتو ندارم دیگه چشمات مال من نیست
اون نگاه جستجوگر این روزا دنبال من نیست
نمی گم داری می گردی دنبال یه عشق تازه
اما کوله بارو بستی در به روی کوچه بازه
تو می ری من نمی دونم که گناه من چی بوده
اما هر دلیلی باشه واسه رفتن تو زوده
چی بگم من از درونم تو همه چی رو می دونی
همه حیرتم از اینه چرا پیشم نمی مونی
من هنوزم نمی دونم تو مسافر کجایی

 

چقدر دوست داشتم یک نفر از

من می پرسید: چرا نگاه هایت انقدر غمگین است؟!

چرا لبخندهایت انقدر بی رنگ است؟!

اما افسوس...

هیچ کس نبود همیشه من بودم و من و تنهایی پر از خاطره

اری با تو هستم با تویی که از کنارم گذشتی

 و حتی یک بار هم نپرسیدی چرا چشم هایت همیشه بارانی است؟!


نمی دونم کجا میری توی قرن بی وفایی

 

Image and video hosting by TinyPic

خواب را از چشم من دزديده اند

ياد ايامي که در ماتم گذشت----------درد جانسوزي که بر قلبم نشست

از تـــــــب غم در دلم کولاک بود

تشنه يک جرعه عشق پاک بود

در وجودم يک بيابان بي کسي------------------مرگ اميد و غم و دلواپسي

آنکه هستي را به کامم زهر کرد

کينه جو از مردمـــــــان دهر کرد

چهره عشق و صداقت زرد بود--------------------با دلم نا باوري همدرد بود

هر که ديدم ظاهري يکرنگ داشت

در نهـــــان با من سر نيرنگ داشت

روزها شبها به نوميدي گذشت---------------هر چه کردم روزگارم برنگشت

هيچکس را قلب من باور نداشت

عمق انکــــــــار مرا کافر نداشت

پيش از امشب ناله من کم نبود-----------------در نگاهم جز غم و ماتم نبود

ليــــــــک امروزم تماشايي شدست

وه که در قلبم چه غوغايي شدست

امشب از خود سر برون آورده ام-------------دل به درياي جنون آورده ام

واي دل را سخـــــــت آسان باختم

حيف از آن عمري که با غم ساختم

يک نظر يک آن دگرگون گشته ام----------پاي تا سر سحر و افسون گشته ام

در هجوم ظلمت و بيم و اميد

دستي آمد پرده شب را  دريد

حرفهايش رنگ و بويي ژرف داشت----------چشمهايش با نگاهم حرف داشت

لحن چشمانش دلم را آب کرد

تاب گيسويش مرا بي تاب   کرد

در کوير سينه بذر مهر کاشت----------گويي اندر چشم مستش سحر داشت

شور عشقش در وجودم خانه کرد

بي کـــسي را با دلم بيـــگانه کرد

گرچه قلبم آرزوي غرق داشت--------------ليک او با جمله مردم فرق داشت

    . . . . . . . . . . . . . .

باز امـشب خاطــــرم آرام نيست

سرنوشتم جز بدست جام نيست

باز امشب فکر من آزاد نيست---------------ذهن جز برگي به دست باد نيست

در دل شـــب فـکـر فردا   ميکنم

تا ســــحر با خود تقـــــــلا ميکنم

مست مست ام وحشت از هشياري است

اي خــــــدا ايـن خـــواب يا بيداري است ؟

زآن که فردا روز بيــــدارت کنند-------------------وز هرآنچه عشق بيزارت کنند

کاش امشب ذهن من ياري کند

چـــاره اي انديشه اي کاري کند

کاش امشب ذهن من ياري  کند

عشق را در شعر من جاري کند

کاش امشب ذهن من ياري کند

تا سحــــــر با دل هم آوايي کند

اي که خواب چشمهايت زندگيست------------------فکر بيداري از آن پژمردگيست

روزگارت از خوشي آکنــــده باد-------------------مهربــــاني در دلت پاينده باد

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در پنجشنبه سی ام فروردین 1386 و ساعت 9:45 بعد از ظهر |

...گریه ای افتاددرمن بی امان

 

درمیان اشک ها پرسیدمش

 

-"خوش ترین لبخندچیست؟"

 

شعله ای درچشم تاریکش شکفت

 

جوش خون درگونه اش آتش فشاند،

 

گفت:-"لبخندی که عشق سربلند

 

وقت مردن برلب مردان نشاند."

من ، زجابرخاستم.بوسیدمش...

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در پنجشنبه سی ام فروردین 1386 و ساعت 9:19 بعد از ظهر |

قلـبم رو که گرفتی

دلــم رو که گرفتی

حواسم رو که گرفتی

خوابم رو که گرفتی

از همه مهم تر عقلم رو

اما نمی دانم چرا جای خالی هیچ کدام رو احساس نمی کنم

می دونی چرا؟

به خاطر اینه که تو جای همشون رو گرفتی

 

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت 10:22 بعد از ظهر |

دوستت دارم....

ای تو فصل بهارم ، همیشه یارم ، همدم این دل پاره پاره ام

دوستت دارم...

ای تو آرامش وجودم ، همه بود و نبودم ، هستی و تار و پودم

 دوستت دارم....

ای تو طلوع زندگی ام ، ناجی لب تشنگی ام

دوستت دارم....

ای تو عشق زندگی ام ، همیشگی ام ، ماندنی ام

 دوستت دارم....

دوستت دارم و خواهم داشت ای که تو لایق این

دوست داشتنی ...

عاشقت می مانم و خواهم ماند ای که تومجنون این دل دیوانه ای...

.به خاطرت جانم را ، زندگی ام را ، فدایت می کنم ،

 نثارت میکنم ..

....دوستت دارم که چشمهایم را قربانی نگاهت میکنم ....


اگر می گویم که دوستت دارم از ته دلم می گویم ،

               از تمام وجودم می گویم!

باور کنی ، باور نکنی یک کلام!

دوســــــــــــــــــتت دارم..


+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت 10:17 بعد از ظهر |

بازم بیا دستتو ، بذار رو قلب خستم

 

با این دل شکستم ، منتظرت نشستم 

 

 

 

 

عزیز دل مرا ببر


مرا ببر از این دیار نا مراد به سر زمین جاودانه حضور حامی خودت


مرا ببر از این کرانه های زرد به ساحل غریب آبی خودت


دلی که سرگران ودربه در اسیر درد گشته است


بخوان بخوان به واد ی خودت

 

برای آخرین بار ، ستاره ! دست نگهدار!

فرصت تازه می خوام ، قبل از خدا نگهدار

 

 

 

در حق چشمای تو ، این دل خسته ، بد کرد!

 

دست نوازشت رو ، پس زد و ساده رد کرد!

 

یه وقت دیگه می خوام واسه دوباره ساختن!

 

این خواهش و رد نکن ، ای گل هستی من !

 

نگو خدا نگهدار ! ستاره ! دست نگهدار !

 

نذار که جون ببازه یه عاشق بی قرار!

 

به تو قسم که این بار ، گریه ت نمی شه تکرار!

 

دیگه نمی شه تکرار ، اون همه اشک تب دار!

 

می خوام دوباره با تو ، یه شعر نو بسازم !

 

نذار به جرم دیروز ، امروزم و ببازم !

 

فرصت تازه می خوام تا با تو پر بگیرم!

 

من هنوزم می تونم به پای تو بمیرم !

 

گناه دیروزمو ، ببخش و بگذر از من !

 

 

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت 10:15 بعد از ظهر |
+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت 10:2 بعد از ظهر |
 

دیروز غروب بود
غروبی ابدی که همه وجودم را،
تسخیر کرده بود
امروز صبح،
دیروز غروب را به سخره نگریستم
دیگر طلسم،جادویی غروب
از امروز شکسته می شد
شاید به توهم گفته باشم
از سایه شوم غروب متنفر بودم
و امروز غروب رفتُ
و به ابدیت پیوست
این آرزوی ما بود
و امروز مرگ غروب را با چشم خود،
نظاره کردم
خورشید باز هم به سپیدی گرایید
امروز صبح است
چه صبحی!
زیبا وبی نظیر
میخواهم هر روز صبح
گنجشکهای عشق تو را
به پنجره اتاق گرمم
دعوت کنم
دیگر غروب نیست
از روزی که توچشمهایت را،با عشق
به من بخشیدی
و دستهایت را امروز، پاک به من می بخشی...

 

دوستت دارم تا ............

 

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت 10:1 بعد از ظهر |
+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386 و ساعت 4:23 بعد از ظهر |
+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386 و ساعت 4:21 بعد از ظهر |
 

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386 و ساعت 4:19 بعد از ظهر |
 وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن به صد خاكستري در دامن پروانه

ميريزد نه چون انسان كه بد از رفتن همدم گل عشقش درون دامن بيگانه

ميريزد

          

                    گذر

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386 و ساعت 1:56 بعد از ظهر |

ديشب در خلوت تنهاييم آهسته بي تو گريستم...

کاش صداي هق هق گريه ام را باد به تو مي رساند...

تا بداني "بي تو" چه مي کشم

کاش قاصدک به تو مي گفت اين پيغام را مير ساند که اميد و آرزوهايم بي تو

آهسته آهسته در حال فرو ريختن است...

... هرگز فراموش نکن که من عاشق ترين بودم...

... و دوستت داشتم بيشتر از جانم،...

 ...... من ماندني ترينم و ثابت قدم ترين ...

...  اين را به ياد بسپار و از اين حقيقت محض نگريز ،...

...  آري نازنين ، هر گلي يك بويي دارد...

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386 و ساعت 7:33 بعد از ظهر |

چه غريبانه است امشب !!!

 

چه شبي است امشب . . . . . . . . اي خدا نكند كه امشب او دل گرفته باشد ؛

 

چه روزگار غريبي است !! چه آدمهاي غريبي!! چه حكايتهاي غريبي !!

 

بعضي وقتها ، بعضي آدمها ، يه جايي . . . . يه جوري . . . . اينقدر به بقيه خوبي مي بخشند ؛

 

اينقدر به آدمهاي ديگه مهرباني و وفا و صميميت ميدن كه ديگه

 

هيچ جايي براي بديشون باقي نميمونه . . . .

 

خدايا . . . . اين چه روزگار غريبي است كه آدمها دوباره متولد ميشن ،

 

دوباره معني زندگي رو مي فهمن ، دوباره معني مهر و محبت رو مي فهمن  .

 

خدايا چرا واژه دل شكستن رو آفريدي ؟!!!

 

آخه مگه اين دل شكسته و ترك برداشته من چه قدر طاقت داره 

 

كه بخواد دل يه نفر ديگه رو بشكنه ؛ دلي كه خودم با دستام درستش كرده بودم ،

 

دلي كه خودم تكه هاشو پيدا كردم و به هم چسبوندم ،

 

بخواد دوباره اون تركا تازه بشن و دوباره از هم جدا بشن

 

 و دوباره اون دل از هم بپاشه

 

و انگار نه انگار از اول دلي بوده كه دل يه نفر رو شاد مي كرده

 

دلي كه هميشه به فكر رو به ياد يه نفر زنده بوده ،

 

دلي كه هميشه و هميشه به خاطرش غصه مي خورده وقتي غصه داشته ،

 

دلي كه مي خنديده وقتي شادي داشته . . . . . . . . .

خدايا از من نخواه . . . . . از من نخواه دلي كه با نفسهام درستش كردم

 

دلي كه دوباره متولد شدن را درش دميدم ، دلي كه به خاطرش همدرد و هم فكرش شدم ،

 

 دوباره اون دل ترك برداره و دوباره خودم اونو بشكنم .

 

 خدايا از من نخواه .  .  .  .  .  .خدايا از من نخواه .  .  .  .  .  .  .   

  

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386 و ساعت 7:12 بعد از ظهر |

 ای کاش عاشق نمی شدم ..

بدترین نوع دلتنگی ان است که کسی را که دوست داریم کنارمان باشد

 

اما بدانیم که هرگز به او نخواهیم رسید..

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386 و ساعت 5:18 بعد از ظهر |

 

 

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386 و ساعت 5:14 بعد از ظهر |
+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386 و ساعت 5:9 بعد از ظهر |
+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386 و ساعت 5:7 بعد از ظهر |

از امروز قهر بودن تعطیل شد..........

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386 و ساعت 5:6 بعد از ظهر |

 

 

اگه همه دنیا بگن اومدی و پشیمونی ............

باز تو چشات می خونم که با من نمی مونی ...

نگو به دلم با دروغ که بی تو تنها موندم .......

دیگه منو بازی نده من دستتو خوندم ............

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 و ساعت 9:15 بعد از ظهر |

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 و ساعت 9:11 بعد از ظهر |

سلام 

دلم گرفته .دلم تنگه برات .

دلم پر می زنه واسه دیدنت.

واسه حرف زدنت.

واسه نوازش کردنت .

واسه همه چیز. 

خیلی بده آدم یکیو دوست داشته باشه

 ولی نتونه نوازشش کنه .

نتونه یه دل سیر نگاهش کنه .

نتونه با تمام وجود گرماشو حس کنه

گفتی :لذت عشق به دوریشه به ندیدنش .

میگن : بی تو بودن را برای با تو بودن می خوام .!

اما من اینو نمی خوام !!!!!

من فقط تو رو می خوام ! کی میای؟ دلم برات یه ریزه شده کوچولوی کوچولو شده..

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 و ساعت 9:9 بعد از ظهر |

 

هر کس که گفت بهر تو مرده ام دروغ گفت

من راست گویمت که به خاطر تو زنده ام

بـــــــــاورم داشته بــــــــاش

که من بــــــــــا تو مــی مانم

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 و ساعت 9:4 بعد از ظهر |

راضـی میشـی؟
 
اگه من داد بزنم همش بگم دوست دارم راضـی

 میشـی؟
 
اگه من جار بزنـم همـه را با خبـر کنـم راضـی

 میــشــی؟
 
اگه من یاغـی بشـم همــه درهـا رو بشکنم راضی

میشی؟
 
 اگه من تـا آخـر قلبـت تـا نهایـت بــپـرم راضـی

میــشـی؟
 
  اگه بـاز مـثـل قدیـما دلــت را دســت بـیـارم راضـی

میشی؟
 
  اگه ایـن بـازی عشقـــو از رقـیـبـم بـبـرم راضــی

 مـیشــی؟
 
مـن کـه گــفـتـم دیــگـــه  بــی تــو زنــدگــیــم بـی

 مــعـنی
 
 اگـه این معـنی رو توی زندگیم حکش کنم راضـی

میشی؟
 
مــن کـه گـفـتم تــوی دلـم کـسی،دیگـه جای تورو

 نمیگیره
 
اگــه جاتـو تو دلــم تثـبـیــت کــنــم ، راضــــی

 مـــیشـــی؟
 
اگـــه من روزی تــو رو تــو خـــاطـــرات ، جــا

 بــــذارم
 
خودمو از دست این زندگی هم خلاص کنم راضی

 میشی؟

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 و ساعت 9:0 بعد از ظهر |
آخر يه روز دق مي كنم                     فقط به خاطر تو

  دنيا رو عاشق ميكنم                     فقط به خاطر تو

شب به بيابون مي زنم                    فقط به خاطر تو

رو دست لیلی مي زنم                    فقط به خاطر تو

عشقت رو پنهون مي كني              فقط به خاطر من

 من دلم رو خون ميكنم                   فقط به خاطر تو

 (( مریم حیدرزاده))

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 و ساعت 8:52 بعد از ظهر |

واسه اونی که دوستم نداره دلتنگم

کسی را دوست می دارم که رسم مهربانی را نمی داند

محبت را نمی داند غم بی همزبانی را نمی فهمد

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 و ساعت 8:45 بعد از ظهر |
+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 و ساعت 8:44 بعد از ظهر |
 

عشقت را با باران به من هدیه دادی ،ولی با رگبار تندی ازمن گرفتی

دست گذاشتم رو يكي كه يك فشون خاطر خواشن
همشون هنر دارن ، يا شاعرن يا نقاشن

يا كه پشت پنجرش با گريه گيتار مي زنن

يا كه مجنون مي شنو تو كوچه ها جار مي زنن

دست گذاشتم رو كسي كه عاشقم نمي دونست
سر بودم از خيليا و لايقم نمي دونست
دست گذاشتم رو كسي كه مجنونا ديوونشن
همه شاهزاده ها ، دربون دور خونشن

دست گذاشتم رو كسي كه رنگ چشماش روشنه

شمشاد همسايمون پيش قدش يه سوزنه

دست گذاشتم رو كسي كه طعم چشماش عسله

كمترين شعري كه تو مي شنوي از اون غزله

دست گذلشتم رو كسي كه ماه ازش طلب داره

خورشيد از شعله ي چشماي اونه كه تب داره

دست گذاشتم رو يكي كه همه دور و برشن

مردشن ، ديوونشن ، مجنونشن ، پرپرشن

دست گذاشتم رو يكي كه عاشقاش زيادين

همه جورشو داره ، هم عجيبن ، هم عادين

دست گذاشتم رو يكي كه نه سفيده نه سياه

ظاهرش گندميه ، به چشمم اما كيميا

دست گذاشتم رو يكي كه داشتنش خوابه هنوز

كمترين شاگرد چشماش خود مهتابه هنوز
دست گذاشتم رو يكي كه عادتش نساختنه
سرنوشت هر كسي كه مي خواد اونو ، باختنه

دست گذاشتم رو يكي كه اون منو دوست نداره
من تو پاييزم و اون اهل يه جا ، تو بهاره
دست گذاشتم رو يكي كه شعرمو گوش مي كنه
آخرين بيت و مي خونه و فراموش مي كنه

دست گذاشتم رو يكي كه كهكشون ، قايقشه

انقدر دوسش دارن ، هر كي خوبه ، عاشقشه

دست گذاشتن رو يكي كه خندشم نفس داره

تو تمام نقشه هاي خوب دنيا دس داره

دست گذاشتم رو يكي كه دست گذاشته رو همه

ولي هر كسي رو كه تو نشون بدي ، مي گه كمه

دست گذاشتم رو يكي ، ما رو چه به فرشته ها

برو شاعر ، تو بمونو ، عشقو ، دست نوشته ها

دست گذاشتي رو كسي كه از تو خندش مي گيره

اينا رو دلم مي گه ، مي گه و بعدش مي ميره

دست گذاشتن رو كسي آسونه اما ساده نيست

توي اينجور بازيا ، خوب هميشه اراده نيست

مي نويسم كه ديگه رو هيچكي دست نمي ذارم
ولي نه دروغه من هنوز اونو دوستش دارم
دست گذاشتم حالا رو قلبمو ، چشامو ، سرم
تا مث تو قصه ها ، از يادم اونو ببرم
ولي دست ، عاقلتر مونده روي همين يكي
چرا من بذارمش رو سر و چشام ، الكي

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 و ساعت 8:42 بعد از ظهر |

 

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 و ساعت 8:33 بعد از ظهر |
 

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386 و ساعت 1:59 بعد از ظهر |
بهترین و زیباترین کدهای جاوا اسکریپت به همراه آزمایش آن کد بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران
JavaScript Codes JavaScript Codes JavaScript Codes