تبليغاتX
ღஜ تنها ღ باران ღ تنها ஜღ

harfaye ziba: 

 بر روی شن های ساحل نوشتم...

بر تنه ی سخت درختان نوشتم...

 در دفتر یادبود دوستان نوشتم...

 آب شن ها را شست....

 باد درختان را شکست....

 دفتر یادبود دوستان پاره شد....

 ولی هیچ چیز نتوانست..

نام تو.. یاد تو.. و عشق تو را از یاد ببرم..                                                                                     ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

در سرزمین عشق رشته کوهی است به نام صفا که این رشته کوه آبرفتی دارد به نام وفا و این آبرفت به پیچی می رسد به نام وداع به [[ امید اینکه هرگز به این پیچ نرسیم ]].             --------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پازل دل یکی رو بهم ریختن هنر نیست .....

 هر وقتی که با تیکه های شکسته ی دل یک نفر یک پازل دل جدید براش بسازی هنر کردی.......           ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 میخوام تو رو قسم بدم به جون هر چی عاشقه به جون هر چی قلب صاف . رنگ گل شقایقه یه موقعی فکر نکنی دلم واست تنگ نمیشه فکر نکنی اگه بری . زندگی کمرنگ نمیشه امشب میخوام تا خود صبح . فقط برات دعا کنم برای خوشبخت شدنت . خدا خدا خدا کنم.........                                          ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 سکوتم را به باران هديه دادم.......تمام زندگي را گريه کردم.......نبودي.......درفراق شانه هايت به هرخاکي رسيدم تکيه کردم دوستون دارم..

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در دوشنبه سی ام بهمن 1385 و ساعت 1:15 بعد از ظهر |

زندگی عجله داشت و عمر زود گذشت

i"m wating for the die..

 

آدم ها از همدیگه بی خبرن

آدما غریبه و دربه درند

مهرمی رو زخم هم نمی زارن

واسه ی زخم های هم بی اثرن

این رویا ی یک پسر دلشکستست

 

ای کاش دلیل مرگ رویاهارا می دانستم

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385 و ساعت 1:48 بعد از ظهر |
______________ ________________ __

_______________ ______Happy___♥____ _____♥_______♥______ _______♥___♥________ ___________________ __________________ _____Valentine♥____ ___♥____Day____♥____ _________________ ________________ ______________L Ove

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385 و ساعت 11:49 قبل از ظهر |
______________ ________________ __

_______________ ______Happy___♥____ _____♥_______♥______ _______♥___♥________ ___________________ __________________ _____Valentine♥____ ___♥____Day____♥____ _________________ ________________ ______________L Ove

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385 و ساعت 11:49 قبل از ظهر |

salam  bax ..

man ..  baran samoraee va rafighe samimim timsar

 ta chandi dige ahangi ba name [[ekhtelafe tabaghate ]]

zabt mikonim.

 einakiye timsare .. manam ke maluse shoma hame  mishnasin .  

 

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385 و ساعت 7:32 بعد از ظهر |
          were ever you are i love you kiss you

 only for you ...

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385 و ساعت 6:58 بعد از ظهر |
          were ever you are i love you kiss you

 only for you ...

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385 و ساعت 6:58 بعد از ظهر |
اگر آسمان، شبي بي ستاره باشد مرا خيالي نيست،

 چون تو تک ستاره قلب مني که هرگز خاموش نخواهي شد ...

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385 و ساعت 6:52 بعد از ظهر |
از کودکي پرسيدم عشق چيست؟ گفت: ******

بازي از نوجواني پرسيدم عشق چيست؟ گفت*****

رفيق بازي از جواني پرسيدم عشق چيست؟ گفت*****

پول و ثروت از پيرمردي پرسيدم عشق چيست؟ گفت*****

 عمر از عاشقي پرسيدم عشق چيست؟ چيزي نگفت******

 آهي کشيد و سخت گريست

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در سه شنبه هفدهم بهمن 1385 و ساعت 12:46 بعد از ظهر |
هر موقع خواستي از كسي جدا بشي..

 يادت نره بهترين راه اينه كه بهش بگي.........!

 براي هميشه خدانگهدار،

شايد طرف مقابلت ناراحت بشه و قلبش بشكنه

 ولي بهتر از اينكه منتظر بمونه.

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در سه شنبه هفدهم بهمن 1385 و ساعت 12:44 بعد از ظهر |
پول نداره ، خونه نداره ، موبايل نداره ، قيافه نداره ، کامپيوتر داره ولي پول کارت اينترنت نداره ، همه جا پياده ميره آخه ماشين نداره ، جوک زياد ميگه ولي اصلا خنده نداره ، خيلي وراجي ميکنه ولي منو که مي بينه زبون نداره ، آهنگ زياد ميخونه ولي صدا نداره ، ميگه منو دوست داره ولي دوسم نداره ، يه زماني منو داشت ولي حالا منم نداره ، هنوز دوسش دارم ولي لياقت نداره ، همه ي اينا دروغ بود هيچکدوم حقيقت نداره ، چون دل من کسي رو به جز تو دوست نداره............

ولی از اینا گذشته...........:

 کاش مانيتورت بودم ... تا هميشه مقابلت بودم اي کاش کيبوردت بودم ... تا هميشه توي چنگت بودم اي کاش موست بودم ... تا هميشه تو مشتت بودم اي کاش موبايلت بودم ... تا هميشه همراهت بودم اي کاش ويست بودم ... تا هميشه در گوشت بودم اي کاش پسوردت بودم ... تا هميشه تو خاطرت بودم... حالا تو دوست داري من چيه تو باشم؟؟؟؟

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟                     ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در جمعه سیزدهم بهمن 1385 و ساعت 7:55 بعد از ظهر |

گفت :دوستم دارد...!

 نگاهي به او کردم و گفتم:      {{  چند تا؟  }}

دستاش رو بالا آورد و تمام انگشتهاي دستشو نشونم داد..           اما ..........!

 وقتی به کف دستاش نگاه مي کردم  خالي .. خالي.. بود!!!؟

باران. baran.

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در سه شنبه دهم بهمن 1385 و ساعت 4:35 بعد از ظهر |
چه قدر سخته تمام روز رو منتظر شب باشي  كه دوباره زل بزني به صفحه سرد مونيتور و فقط نگاهت به ايدي يه نفر باشه وهمش دعا كني كه روشن باشه با اينكه از قبل ميدوني امشبم مثل تموم شبهاي گذشته فقط بايد چشمهاي خواب رفته ادمك ايد يشو ببيني و دردودلاتو براش اف بذاري به اين اميد كه شايد اومد و خوند و جوابتو داد جوابهايي كه مثل هميشه حرف تازه اي توش نيست انگار كه هيچوقت نميخواد باور بكنه كه: دوستش داري

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در جمعه ششم بهمن 1385 و ساعت 8:14 بعد از ظهر |
به شانه ام زدي که تنهايي ام را تکانده باشي...

 به چه دلخوش کرده اي؟!

تکاندن برف از شانه آدم برفي....؟!

                          

 

 

 

 

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در جمعه ششم بهمن 1385 و ساعت 7:47 بعد از ظهر |

gornesiya_nanaz

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در پنجشنبه پنجم بهمن 1385 و ساعت 3:58 بعد از ظهر |
 نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم.... چون دنيا يه روز تموم ميشه. .... نميخوام بگم که مثل گلي. .... چون گل هم يه روز پژمرده ميشه.... نميخوام بگم که سياهي چشمات مثل شبهاي پر ستاره اس. ... چون شب هم بالاخره تموم ميشه.... نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالي.... چون اب که هميشه پاک نميمونه.... نمیخوام بگم که مثل اسمون زیبایی .... چون که اسمون همیشه ابی نیست.... شما تقریبا مثله سوسکی...... شوخی کردم جدی نگیرین.. همتون تو قلب من هستین..

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در سه شنبه سوم بهمن 1385 و ساعت 4:55 بعد از ظهر |
تفاوت قلب دختران و پسران!

 قلب پسرها مثل پارکينگي است که هيچ وقت تابلوي ظرفيت تکميل بر در آن ديده نميشود

و اما قلب دخترها مانند فرودگاهي است که مدت ماندن يک هواپيما در آن بستگي به فرود هواپيماي بعدي دارد ..

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در سه شنبه سوم بهمن 1385 و ساعت 4:40 بعد از ظهر |
تقصيردلم چيست اگرروي توزيباست حاجت به بيان نيست که ازروي توپيداست من تشنه ي يک لحظه تماشاي تو هستم افسوس که يک لحظه تماشاي توروياست در خانه ي احساس اگرزمزمه اي است آن زمزمه از توست که در جان دل ماست من قايق آواره ي درياي تو هستم خوب است بداني که دلم عاشق درياست در حسرت ديدار تو مي سوزم و اما اين دست خودم نيست به حق روي تو زيباست
+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در یکشنبه یکم بهمن 1385 و ساعت 5:14 بعد از ظهر |
خـــود را به من عادت نده مــــن مثــل هرکــس نيستـم يک روز هستم پـــــيش تو يک روز ديـــگر نيستــــــم از من مخواه عاشـق شدن عاشقـــي سرابي بيش نيست آن کس که از مـن ساختند جزسايه ايي ازخويش نيست هرگــز بـرايــــم دل مـــده چشمــــــان خود را تر نکـن اين وضع پـــر آشوب من آشفتــــــه و بـدتــــــر نکـــن هرگــــز نگويي خواهمت من دوســــــــتت دارم .
+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در یکشنبه یکم بهمن 1385 و ساعت 5:12 بعد از ظهر |
تورا گم کرده ام امروز ...وحالا لحظه هاي من .. 

گرفتار سکوتي سرد وسنگينند..           وچشمانم...

که تا ديروز به عشقت مي درخشيدند ...   نمي داني چه غمگينند ..

چراغ روشن شب بود ..

برايم چشم هاي تو..       نمي دانم چه خواهد شد....

پر از دلشوره ام...         بي تاب ودلگيرم.

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در یکشنبه یکم بهمن 1385 و ساعت 5:11 بعد از ظهر |
وقتي قرار شد من بيقرار تو باشم و تو تنها قرار زندگيم باشي... از هر چه قرار است غير تو باشد... خواهم گذشت .
+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در یکشنبه یکم بهمن 1385 و ساعت 5:9 بعد از ظهر |
فرياد من از داغ توست ......

 بيهوده خاموشم مکن ......

 حالا که يادت ميکنم ......

 ديگر فراموشم مکن ......

همرنگ دريا کن مرا ......

 يکبار معنا کن مرا.

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در یکشنبه یکم بهمن 1385 و ساعت 5:9 بعد از ظهر |
بازي روزگار را نمي فهمم!

من تو را دوست مي دارم. تو ديگري را..... ديگري مرا..... و همه ما تنهاييم

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در یکشنبه یکم بهمن 1385 و ساعت 5:8 بعد از ظهر |
بازي روزگار را نمي فهمم!

من تو را دوست مي دارم. تو ديگري را..... ديگري مرا..... و همه ما تنهاييم

+ ارسال شده توسط ღღღღღღღღღღღღ باران ღღღღღღღღღღღღ در یکشنبه یکم بهمن 1385 و ساعت 5:8 بعد از ظهر |
بهترین و زیباترین کدهای جاوا اسکریپت به همراه آزمایش آن کد بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران
JavaScript Codes JavaScript Codes JavaScript Codes